تبليغاتX
جفنگیات - سکوت نشریه پرتو سخن در مقابل ورود بانوان به ورزشگاه آزادی ..

 آیا این سکوت علامت رضاست ؟!

نشريه "پرتو سخن" وابسته به موسسه آيت الله مصباح يزدي در تازه ترين شماره خود رئيس سازمان صدا و سيما را به دليل آنچه "پخش صحنه هاي مستهجن و وقيحانه از ورزش كشتي مردان در تلويزيون" خوانده، مورد انتقاد قرار داد.
 به گزارش خبرنگار «فردا» در شماره جديد اين نشريه كه امروز منتشر شد، از سياست چند صدايي صدا و سيما در دوره عزت الله ضرغامي انتقاد شده و اين سياست را بهانه اي براي "پخش سريالها و فيلمهاي عشقي و عاشقي، پخش صحنه هايي از ورزش بانوان به بهانه اخبار ورزشي، پخش صحنه هاي غير اخلاقي و زننده از كشتي مردان،... راهيابي روزافزون دختران و زنان بزك كرده و عشوه گر در عرصه هاي گوناگون، اختلاط دختران و پسران با رفتارها و گفتارهايي مهيج در قالب بازي سرگرم كننده و پخش ترانه هاي درخواستي" توصيف كرده است......
اما جالب این است که همین نشریه با صدور مجوز برای حضور خانم ها در ورزشگاه آزادي توسط رئيس جمهور که صداي بسياري از بزرگان اصول گرا از جمله بيش از يک صد نماينده مجلس  را در آورده و  اين تصميم به قول خودشان عجولانه را مورد نقدي هاي تند و تيز قرار داده هیچ برخوردی نکرده است ... در بين منتقدين جاي نشريه پرتو سخن و گروه مطبوعاتي آیت الله مصباح يزدي کاملا خالي است و شديدا احساس مي شود و في الفور اين سوال را به ذهن متبادر مي نمايد که اين سکوت يعني چه ؟
آيا  بايد آن را علامت رضا دانست ؟ هر جور به آن نگاه کنيم با مرام و مسلک پرتو سخني ها جفت و جور نمي شود ...مگر ممکن است گروهي که از پخش مسابقات کشتي مردان - که از ورزش هاي سنتي و قديم ايرانيان و مورد علاقه مردم است - نمي گذرند در مقابل حضور زنان در استاديوم آزادي سکوت کنند و به آن تن در دهند ؟ وقتي نشريه پرتو سخن از  پخش مسابقات کشتي با عنوان صحنه هاي مستهجن ياد مي کند چطور مي تواند با موضوعي چون آزادي تردد زنان در ورزشگاه آزادي با سلام و صلوات کنار بيايد و از اين پديده آزرده خاطر نگردد و ديگ غيرت اخلاقي اش به جوش نيايد ؟! هيچ راهي براي توجيه اين سکوت  کاملا سياسي وجود ندارد مگر اين که با صراحت تمام اعلام کنيم حضرات طبق همان قاعده رايج بين احباب اين همه را بر فراز بامي با دو هوا قبول کرده اند  و در برابر آن اصلا و ابدا و لام تا کام نطق نکشيده و هيچ صدايي از حضراتشان به مخالفت بلند نشده است ؟ که وقتي به اين مقوله مي رسيم تازه سر درد دل کردنمان باز مي شود و يک سينه سخن براي گفتن پيدا مي کنيم ؟! و آن اين که اگر قرار باشد اخلاقيات هم که آقايان آن را در رديف اول قرار داده و با هيچ دليل و منطق و مصلحت سياسي حاضر به عدول از آن نيستند تحت تاثير خط و خط بازي ها و فرقه گرايي هاي جناحي قرار بگيرد و صرفا به اين دليل که از دهان يکي از وابستگان کاملا خودي در آمده روي آن پرده ضخيم چشم پوشي و غمض عين کشيده شود آن وقت است که بايد به حال شريعت و شريعتمداراني از اين دست سخت گريست و فاتحه اي بي الحمد بر آن قرائت کرد....
راستي اگر چنين حرفي از دهان کسي چون سيد محمد خاتمي و يا هاشمي رفسنجاني  در دوره اي که رئيس جمهور همين مردم بودند در آمده بود چه برخوردي با آن ها مي شد ؟! آيا غير از اين بود که اين دو بزرگوار را تا پاي تکفير هم جلو مي بردند و بي هيچ ملاحظه اي خط بطلان بر حيثيت و اعتبار آن ها مي کشيدند و تازه اسم اين برخورد صريح خود را هم مي گذاشتند اين که  وقتي پاي شريعت در ميان باشد با تنابنده اي رفاقت و قوم و خويشي ندارند و هر کس که باشد را با چوب تاديب ادب می کنند تا ادب دين بیاموزد ... بارها و بارها همه شاهد اين توليت در برخورد با خاطياني از همين دست بوده ايم...   شاهد بوده ايم حتي در مقابل مطالبي کوچکتر و کم اهميت تر از  اجازه ورود بانوان به ورزشگاه آزادي  همين جماعت دين محور صبر و قرار از کف داده و يقه طرق مقابل را سخت چسبيده و به او هشدار داده اند که مملکت بي صاحب نيست و تا ما هستيم اجازه اين گونه دست اندازي و تجاوز به کسي نخواهيم داد ..  جالب است که دائم و پي در پي در گوش ملت هم مي خوانند که ما با کسي نسبتي نداريم و اهل معامله و مصالحه سياسي با ديار البشري هم نيستيم...
و باز راستي چگونه است که صدور چنين مجوزي وقتي از جانب آقاي احمدي نژاد صورت مي گيرد يک دفعه تبديل مي شود به حرفي حق در حالي که اگر ديگري بگويد ناحق محض است ؟!  چه زيبا و  عميق وحکيمانه است سخن مولايمان آنجا که مي گويد : شما مرد را به حق مي شناسيد و يا حق را به مرد ؟! کلامي که به گفته طه حسين نويسنده بزرگ عرب در بلاغت و فصاحت يگانه است و مانند ندارد و من ترديد ندارم روزگاري که اين در گرانمايه از دهان مبارک آن مجسمه عدل و  داد در آمد بودند فرصت طلب هاي ابن وقت که در معادلات دوستي و در حوزه رفيق بازي و جناح گرايي هر گاه به مصلحتشان بود حق را به مرد مي سنجيدند و زماني که طرف بيگانه بود و غير خودي و با او سر و سري نداشتند  مرد را به حق اندازه مي گرفتند... اگر تا امروز و  تا فردا و  تا هميشه زمان نام نامي علي بر تارک تاريخ انسان مي درخشد به دليل همين ريزه کاري ها و صراحت ها و استقامت در مقابل وسوسه هاي قومي و قبيله اي است...وقتي مي شنود يکي از فرزندانش گردن بندي  از خزانه آن هم نه به تملک که به رسم عاريت گرفته است آن درياي صبوري از کوره به در مي رود و ضمن نفي اين کار مي فرمايد اگر غير از اين بود اولين کسي که دست فرزند علي بن ابيطالب را قطع مي کرد من بودم ... و يا ماجراهاي او با برادرش عقيل را  همه خوب مي دانيم و دهها و صدها نمونه ديگر که هر يک حجتي است بر روش و منش مردي که تن به دوستی های قبيله اي نمي داد و جز خدا را در کوران امتحانات سخت منظور نمي داشت ..  
و حالا من نمي دانم  کساني که کوچکترين احتمال و حتي ظن و گمان بر انحراف اخلاقي را بر نمي تابند چگونه در برابر اين سخن رئيس جمهور که راه را براي ورود خانم ها به ورزشگاه آزادي باز گذاشته اينطور تمکين مي کنند  ، آن هم درست در لحظاتي که زهر نقدي تند را بر پخش مسابقات کشتي از تلويزيون مي ريزند و چون تن و بدن مردي آن هم در حين يک ورزش حماسي و سنتي آن هم از فاصله نسبتا دور دوربين ديده مي شود آن را از مظاهر انحراف و مستهجن قلمداد مي کنند.... 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 8:2 بعد از ظهر توسط سید طاهر حسینی |