<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جفنگیات</title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/</link>
<description>مسخرگی و دف زنی و گواهی به دروغ و دين به دنيا فروختن پيشه سازيد تا عزيز باشيد و از عمر برخوردارگرديد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 02 May 2006 16:18:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>يک آدم بدون اطرافيان پيدا نمي شه </title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;همان قدر که در اعتياد زغال خوب بي موثر است در انحراف مديران عاليرتبه مملکت  اطرافيان نقش دارند!! همه زمين خورده ها در سياست بي استثنا’ مديون خود شیرینی  اطرافيان خود هستند .راستی اين پدیده اطرافيان  چيست که طرفه العيني طومار اعتبار مسئولين محبوب را می پیچد جوری که با هزار من سريش هم نشود درستش کرد؟گرفتاري اين است که اطرافيان نه يک فرداست که بشود يقه اش را گرفت و از مقام اطرافيت عزلش کرد و نه جايگاهي تعريف شده داردکه بتوان آن را حذف کرد و از شرش نجات یافت...اطرافيان يک مفهوم است مثل سايه که بزرگان را تعقيب مي کند ٬هر جا مي روند با آن ها مي رود و هر چه مي گويند در آن دخل و تصرف مي کند...در مخيله آن ها می نشیند و براي خود جايي دنج دست و پا مي کند تا سر همه بزنگاهها حاضر باشد و هروقت اراده نمود زهر خود را بريزد .هر کسی به فراخور ٬ يک اطرافيان براي خودش دارد ...  آبي بي خدا بيامرز من هم تا زنده بود اطرافيان داشت ... اطرافيان او،يکي از کلفت هاي خانه بود که  مخ پير زن را به کار مي گرفت و به هر راهي كه مي خواست مي كشاند .ياد گرفته بود در مقام خدمتكار بر بزرگتر خانه رياست كند. كسي هم حريف نمي شد ...كشت و يار آبي بي مي شديم اين چيز ها که مي گويد بي ربط است  تو گوشش نمي رفت که نمي رفت... تازه همان کلفت خانه که ازاطرافيان آبي بي ما بود براي خودش اطرافيان داشت . اطرافيان کلفت خانه آبي بي آقاي بهاري بود که سر کوچه ما بقالي زده بود...صبح که کلفت ما مي رفت از او شير بخرد چنان مخش را مي زد که تا شب هر چه مي گفت همان بود که آقاي بهاري به او گفته بود ..اگر  به او گفته بود قدر ارباب هايت را بدان آن روز تا شب ربابه روي پايش بند نبود و مثل فشنگ کار مي کرد خدا نياورد روزي كه آقاي بهاري از دنده چپ بلند شده بود وايراد و اشکالي بر ما مي گرفت ربابه آن روز را  در حالت استنفار عليه کل اهالي خانه مي گذراند.جالب تر از اين ٬ آقاي بهاري هم براي خودش اطرافيان داشت..چون خيلي زن ذليل بود اطرافيان او عيال مربوطه اش بود. جانم به شما بگويد عيال آقاي بهاري هم  براي خودش اطرافيان داشت..اطرافيان عيال آقاي بهاري خاله خانم او بود ..خاله خانم زني بود حراف که محله اي را حريف مي شد .هر چه به خواهر زاده خود مي گفت بلاتشبيه حكم وحي منزل را داشت كه مو به مو اجرا مي شد.باور مي كنيد خاله خانم هم با اين همه كيا و بيا اطرافيان داشت ...اطرافيان خاله خانم عيال آقاي بهاري عمه خانمش بود . سرتان را در آوردم اما بد نيست بدانيد عمه خانم هم براي خودش اطرافيان داشت ...اطرافيان عمه خانم هم براي خودشان اطرافيان داشتند ...خلاصه در بلاد ما آدمي پيدا نمي شد که اطرافيان نداشته باشدو اطرافياني هم پيدا نمي شد که باز اطرافيان نداشته باشد..آن قدر شير تو شير شده بود که يک آدم بدون اطرافيان پيدا نمي شد و يک اطرافيان بدون اطرافيان هم نبود...در حالی که  همه چيز مربوط به اطرافيان بود هيچ کس نمی فهميد اين اطرافيان که بود ؟!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 May 2006 16:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=golkhanom&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>golkhanom</dc:creator>
<guid>http://golkhanom.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقاي خودو  گل آقاي ملت </title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;کيومرث صابري فومني هم آقاي خودش بود و هم گل آقاي ملت ايران&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در فرهنگ ما آدم خيلي موفق به کسي گفته مي شود که آقاي خودش باشد حال در مورد کسي چون کيومرث صابري که به گفته آقاي خاتمي گل آقاي ملت ايران بود چه مي توان گفت  ؟! کيومرث صابري فومني هم آقاي خودش بود و هم گل آقاي ملت ايران.... نسب آقايي را از دو سو داشت ... به اين دليل آقاي خودش بود که نه بر اشتري سوار بود و نه چون خيلي  از رجال زير بار و بليط کسي و يا جناح و جرياني قرار داشت .....  طوق غلامي کسي را به گردن نينداخته بود هر چند خداوندگاري قلم را  در آن جوهر سبز رنگي که از دل و دماغ او بر کاغذ نقش مي بست با خود همراه داشت ... آن هايي که اهل نوشتن هستند با وجودي که نويسندگي برايشان تابويي پر از اعجاز نيست اما با اين وجود در برابر قلم گل آقا سراپا شگفتي و حيرت مي شدند چه رسد به کساني که با قلم و نوشتن سر و کاري هم نداشتند که وقتي به  گل واژه هاي اين هنرمند فرهيخته مي رسيدند حق داشتند انگشت حيرت به دندان بگزند و سراپا تعجب شوند از اين که اين همه لطف و زيبايي و کلام نغز و شيرين و حکيمانه از کجا سر چشمه گرفته است ؟!&lt;BR&gt;در فرهنگ ما به خصوص در قلمرو کلام و کلمه بيشتر هنر گرياندن رواج داشته و ممارست شده تا خنداندن اما براي گل آقا اين کار سخت نبود . خنده را بر لب ها مي کاشت و گاهي آدم را تا مرز روده بر شدن هم جلو مي برد ... طنز گل آقا با شوخي تفاوت داشت و به همين دليل بود که جدي ترين رتبه طنز را در فرهنگ و ادبيات فارسي رقم مي زد ...&lt;BR&gt;گل آقا در زمانه اي به طنز پرداخت که يکي از جدي ترين و عبوس ترين دوره هاي تاريخ اين مرز و بوم بود .  در زمانه اي به سوژه يابي براي طنز لطيف و در عين حال گزنده خود پرداخت که سوژه ها با کسي شوخي نداشتند و بعضا با هفت من عسل هم نمي شد آن ها را قورت داد .&lt;BR&gt;در زمانه اي که هر سخن طنز را اگر نويسنده دير مي جنبيد به حساب تبليغات بر آمده از آن سوي مرزها مي گذاشتند و او را به عنوان مزدوري قلم به دست که وظيفه تخريب شخصيت ها را به عهده گرفته گوشمالي مي دادند ... اما گل آقا آن قدر مورد اطمينان و اعتماد بود که در چنان شرايطي مصونيت داشت ...   او موفق شد آدم هايي را بخنداند که اصولا با خنديدن رابطه نداشتند و آن را نماد سبک سري و جلف بودن و نوعي غرب زدگي و فرومايگي مي دانستند .&lt;BR&gt;جنگي سخت در گرفته بود ، حزب بعث عراق شهر ها را مي زد ، مردم بي دفاع را از دم تيغ مي گذراند ، بمب هاي ميکروبي و شيميايي بر سر ملت مظلوم مي ريخت ، همه جا را بوي باروت و تخريب و آوار و ويراني و فنا پر کرده بود ، دل ها گرفته بود و غمي جانکاه جان ها را مي خست  و مثل خوره ذره ذره از درون مي خورد و تهي مي کرد و در آن وانفسا واقعا جرات مي خواست کسي بتواند لب به مطايبه بگشايد و مجلسي را که عزادار کشتگان خويش است از خنده  ناگهان به ريسه ببرد ...  همه آدم ها در عين حال که جدي شده بودند نياز به خنده داشتند اما مرد مي خواست که شهامت خنداندن آن ها را داشته باشد ... تنها گل آقا بود که مرد اين ميدان بود ...&lt;BR&gt;ماهيت مذهبي و ديني نظام  شخصيت ها را درون هاله اي از تقدس به طور نا خود آگاه فرو برده و به دور آن ها حريمي کشيده بود که نمي شد از آن به سادگي گذشت اما گل آقا از آن مي گذشت  ...  ديوار صوتي تابوها را مي شکست... شيشه هاي ضخيم برج هاي عاج بسياري از مسئولين را فرو مي ريخت و شجاعانه خود را به آن ها مي رساند ، يقه اشان را مي گرفت و کشان کشان مي آوردشان ميان جمعيت ، بين مردم و برشان مي گرداند به جاي اول و تحويل مردمي مي داد که آن ها را به مدارج بالاي دولتي رسانيده بودند ...  تنها گل آقا بود که ثابت کرد هيچ تشخصي بين آن ها و ملت وجود ندارد ...&lt;BR&gt;وقتي معاون اول رئيس جمهور را در هيئت يک کاريکاتور به مردم نشان مي داد قند تو دل ملت آب مي شد چون باز مي فهميدند و احساس مي کردند انقلاب کرده اند ، انقلابي  که اجازه مي داد مسئولان را به نقد بکشند ، ضعف ها و نواقص آن ها را به يادشان بيندازند تا ديگر کسي گردن کلفتي نکند و تو ژست براي مردم نرود که اگر  هم رفته بود طنز گل آقا او را بيرون مي آورد ...  طنز گل آقا  طنزي موج خيز بود و راه را بر جدا کردن خرجي مسئولان ازمردم مي بست و نمي گذاشت کسي هوس کند از يادش برود که بوده و که هست ، از کجا آمده و به کجا خواهد رفت  .... طنز گل آقا اجازه نمي داد خيلي چيز ها از ياد خيلي آدم ها برود ....   او مي دانست رمز و راز استبداد و مستبد شدن چيست . به خوبي دريافته بود و از متن تاريخ کهن ايران اين حقيقت را کاويده و جسته بود که چگونه عده اي با زور مردم بالا مي آيند و بعد ديگر گوششان بدهکار ملتي که ولي نعمت آن ها است نيست ... گل آقا نمي گذاشت خيلي چيز ها از ياد خيلي آدم ها برود ...   روحش شاد و يادش گرامي باد مردي که جديت را در طنز به نهايت رساند ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 May 2006 12:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=golkhanom&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>golkhanom</dc:creator>
<guid>http://golkhanom.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با حجاب فقط نمي توان بي حجاب بود !!</title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.islamonline.net/arabic/arts/2004/01/images/pic09a.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;سابق بر اين خيلي ها زير چشم نازک مي کردند و با هزار ادا و اطوار و فيس و افاده و يک مقداري نگاه عاقل اندر سفيه که قاطي آن مي کردند مي گفتند دنيا دارد کرات آسماني را فتح مي کند و اتم را مي شکافد اما ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم و مسائل و موضوعاتي چون شک بين دو و سه ومبطلات نماز و حجاب زنان را نتوانسته ايم حل کنيم و همه وقتمان صرف اين قبيل امور مي شود .&lt;BR&gt;آن ها مي گفتند مگر با حجاب مي شود ترقي کرد ؟ مگر با حجاب مي شود به کره ماه رفت ؟ مگر با حجاب مي شود به قرن اتم ورود کرد ؟ مگر با حجاب مي شود پشت ماشين نشست و مثل آقايان رانندگي کرد ؟ مگر با حجاب مي شود ورزش کزد ؟ و هزار اما و اگر و مگر ديگر .... اما حالا که ما اتم را هم شکافتيم و موشک دور برد هم ساختيم و در دانش هسته اي هم بين يک تا صد تمام مدارج علمي را پيموديم اين جماعت پر مدعا چه حرفي دارند بزنند جز اين که بگويند :&lt;BR&gt;با حجاب مي شود اتم را هم شکافت و با حجاب مي شود موشک دور برد هم ساخت و با حجاب مي شود رانندگي هم کرد و با حجاب مي شود کار اداري هم شانه به شانه مردها داشت و با حجاب مي شود ورزش هم کرد و با حجاب مي شود به ورزشگاه هم رفت و با حجاب مي شود همه کارهايي که آقايان  در جامعه انجام مي دهند را انجام داد  ...اما و اما و اما  با حجاب هر گز و هرگز و هرگز نمي شود  مثل مردها بي حجاب بود .. &lt;BR&gt;درست هم مي گويند ....  ما هم اين را تاييد مي کنيم&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;با&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حجاب هرگز نمي توان بي حجاب بود&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Apr 2006 12:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=golkhanom&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>golkhanom</dc:creator>
<guid>http://golkhanom.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دستگاه  ايکس ري شوهر ياب</title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;علی‌آبادی: فقط بانوان متأهل به ورزشگاه می‌روند!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اين هم از آن حرف هاست ...  کار و بار چيني ها را سکه مي کند... آن ها منتظر جلوه هاي ويژه و حرف هاي ويژه تر و شرط و شروط هاي ويژه تر تر از مسئولان ما هستند تا في الفور سيستم مربوطه را بسازند و بر اين همه نرم افزار تازه ٬ سخت افزارش را پيوست کنند....  قبلا ديديم از روي کاپشن رئيس جمهور چطور سريعا کپي گرفتند و ميليون ها کاپشن که با کاپشن حضرتشان مو نمي زد را روانه بازار ايران نمودند و حالا از يک طرف دستور رئيس جمهور مبني بر مجاز بودن خانم ها براي ورود به ورزشگاه آزادي است و از جانب ديگر پيرايه هايي است که محض ماست مالي کردن و جا انداختن اين پديده جا نيفتادني  بر آن مي بندند که از جمله اين پيرايه ها راه حل واقعا استادانه و کاملا کارشناسانه آقاي علي آبادي رئيس تربيت بدني و معاون آقاي رئيس جمهور در همين جور کار هاست که گفته اند و در فشانده اند که فقط خانم هاي متاهل مجاز هستند  به ورزشگاه  بروند .... همين چندکلمه براي چيني هاي زرنگ کفايت کرده و آن ها را بر آن داشته تا فکر بکر مهندسين حتما جوان خود را روي هم بريزند و براي اين قضيه هم مثل مابقي قضايا وسيله اي و حربه اي بتراشند ...   اين دستگاه در حال طراحي کارهاي غريبي مي کند :&lt;BR&gt;دستگاه که به صورت تونلي مثل کارواش که ماشين را را در آن مي شويند طراحي شده است از اين سرش خانم هاي متقاضي حضور در ورزشگاه را وارد مي کند و از آن سر يا روسفيد و يا روسياه  و يا خنثي که با  چراغ قرمز و آبي و چشمک زن اعلام مي شود خارج مي کند ..&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;چراغ قرمز&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; مربوط به خانم هايي است که دروغ گفته اند و مراتب دوشيزگي اشان کاملا به اثبات رسيده و طبق بررسي و گزارش دستگاه اظهر من الشمس است که اين گروه را دستگاه خودش رسوا مي کند و تا پايان مسابقه و واريختن ورزشگاه قرنطينه خواهند شد تا هر گونه ارتباط عمودي و افقي اشان با موضوع کاملا قطع باشد .... &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;چراغ آبي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; مربوط به خانم هايي است که در بانو بودنشان باز طبق معاينه نرم افزارانه دستگاه ترديدي نيست که اين گروه جدا مي شوند براي ورود به مرحله دوم بررسي &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;و اما چراغ چشمک زن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; ها آن هايي هستند که مشکوک به نظر مي رسند که البته براي اين گروه هم مرحله دوم ويژه اي در حال  طراحي شدن است که دستشان را رو مي کند ..&lt;BR&gt;و اما گروه خانم هاي آبي  که گفتيم مرحله دوم دارند را وارد يک تونل ديگر مي کنند که دوشاخه دارد  ... از يک شاخه و در اصل دريچه آن که زنانه است خانم هاي چراغ آبي وارد مي شوند و از دريچه ديگر اقاياني که سمت شوهر را براي آبي پوش ها دارند ورود مي کنند و اين دو در محوطه اي درون دستگاه که کاملا حفاظت شده و تحت مراقبت هاي ويژه است براي دقايقي به هم مي رسند .. دستگاه در اين مرحله سخت ترين کار خود را بايد انجام بدهد .. اثبات اين موضوع که شوهر اين خانم آبي فلان اقا است یا نه ؟ در اين مرحله تست هايي صورت مي گيرد و پرسش هايي انجام مي شود و نشاني هايي رد و بدل مي شود که ارتباط زن و شوهري را به اثبات مي رساند حالا اگر در پاره اي موارد در اين مرحله تقلب هايي صورت  بگيرد گناهش به گردن خودشان  است و دستگاه هيچ تقصيري ندارد ..&lt;BR&gt;براي گروه چشمک زن  که مشکوک به نظر مي رسيدند هنوز چيني ها نتوانسته اند ماشيني درست کنند که قطعيت و يا عدم قطعيت مراتب دوشيزگي  اين دسته را تبيين کند ...  به همين دليل اين گروه مشکوک ها به خيابان های تهران هدایت مي شوند تا در سطح شهر توسط گروههاي ارشادي  هدايت شوند...  در پايان لازم به ذکر است که خانم هاي متقاضي حضور در ورزشگاه بايد  24 ساعت قبل از بازی و  ناشتا جهت انجام معاينات و کنترل هاي ويژه  دستگاه  &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ايکس ري شوهر ياب&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; در محل اعلام شده توسط روابط عمومي تربيت بدني حضور به هم رسانند .. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Apr 2006 07:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=golkhanom&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>golkhanom</dc:creator>
<guid>http://golkhanom.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> سکوت نشریه پرتو سخن در مقابل ورود بانوان به ورزشگاه آزادی ..</title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; آیا این سکوت علامت رضاست ؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نشريه &quot;پرتو سخن&quot; وابسته به موسسه آيت الله مصباح يزدي در تازه ترين شماره خود رئيس سازمان صدا و سيما را به دليل آنچه &quot;پخش صحنه هاي مستهجن و وقيحانه از ورزش كشتي مردان در تلويزيون&quot; خوانده، مورد انتقاد قرار داد.&lt;BR&gt; به گزارش خبرنگار «فردا» در شماره جديد اين نشريه كه امروز منتشر شد، از سياست چند صدايي صدا و سيما در دوره عزت الله ضرغامي انتقاد شده و اين سياست را بهانه اي براي &quot;پخش سريالها و فيلمهاي عشقي و عاشقي، پخش صحنه هايي از ورزش بانوان به بهانه اخبار ورزشي، پخش صحنه هاي غير اخلاقي و زننده از كشتي مردان،... راهيابي روزافزون دختران و زنان بزك كرده و عشوه گر در عرصه هاي گوناگون، اختلاط دختران و پسران با رفتارها و گفتارهايي مهيج در قالب بازي سرگرم كننده و پخش ترانه هاي درخواستي&quot; توصيف كرده است......&lt;BR&gt;اما جالب این است که همین نشریه با صدور مجوز برای حضور خانم ها در ورزشگاه آزادي توسط رئيس جمهور که صداي بسياري از بزرگان اصول گرا از جمله بيش از يک صد نماينده مجلس  را در آورده و  اين تصميم به قول خودشان عجولانه را مورد نقدي هاي تند و تيز قرار داده هیچ برخوردی نکرده است ... در بين منتقدين جاي نشريه پرتو سخن و گروه مطبوعاتي آیت الله مصباح يزدي کاملا خالي است و شديدا احساس مي شود و في الفور اين سوال را به ذهن متبادر مي نمايد که اين سکوت يعني چه ؟ &lt;BR&gt;آيا  بايد آن را علامت رضا دانست ؟ هر جور به آن نگاه کنيم با مرام و مسلک پرتو سخني ها جفت و جور نمي شود ...مگر ممکن است گروهي که از پخش مسابقات کشتي مردان - که از ورزش هاي سنتي و قديم ايرانيان و مورد علاقه مردم است - نمي گذرند در مقابل حضور زنان در استاديوم آزادي سکوت کنند و به آن تن در دهند ؟ وقتي نشريه پرتو سخن از  پخش مسابقات کشتي با عنوان صحنه هاي مستهجن ياد مي کند چطور مي تواند با موضوعي چون آزادي تردد زنان در ورزشگاه آزادي با سلام و صلوات کنار بيايد و از اين پديده آزرده خاطر نگردد و ديگ غيرت اخلاقي اش به جوش نيايد ؟! هيچ راهي براي توجيه اين سکوت  کاملا سياسي وجود ندارد مگر اين که با صراحت تمام اعلام کنيم حضرات طبق همان قاعده رايج بين احباب اين همه را بر فراز بامي با دو هوا قبول کرده اند  و در برابر آن اصلا و ابدا و لام تا کام نطق نکشيده و هيچ صدايي از حضراتشان به مخالفت بلند نشده است ؟ که وقتي به اين مقوله مي رسيم تازه سر درد دل کردنمان باز مي شود و يک سينه سخن براي گفتن پيدا مي کنيم ؟! و آن اين که اگر قرار باشد اخلاقيات هم که آقايان آن را در رديف اول قرار داده و با هيچ دليل و منطق و مصلحت سياسي حاضر به عدول از آن نيستند تحت تاثير خط و خط بازي ها و فرقه گرايي هاي جناحي قرار بگيرد و صرفا به اين دليل که از دهان يکي از وابستگان کاملا خودي در آمده روي آن پرده ضخيم چشم پوشي و غمض عين کشيده شود آن وقت است که بايد به حال شريعت و شريعتمداراني از اين دست سخت گريست و فاتحه اي بي الحمد بر آن قرائت کرد.... &lt;BR&gt;راستي اگر چنين حرفي از دهان کسي چون سيد محمد خاتمي و يا هاشمي رفسنجاني  در دوره اي که رئيس جمهور همين مردم بودند در آمده بود چه برخوردي با آن ها مي شد ؟! آيا غير از اين بود که اين دو بزرگوار را تا پاي تکفير هم جلو مي بردند و بي هيچ ملاحظه اي خط بطلان بر حيثيت و اعتبار آن ها مي کشيدند و تازه اسم اين برخورد صريح خود را هم مي گذاشتند اين که  وقتي پاي شريعت در ميان باشد با تنابنده اي رفاقت و قوم و خويشي ندارند و هر کس که باشد را با چوب تاديب ادب می کنند تا ادب دين بیاموزد ... بارها و بارها همه شاهد اين توليت در برخورد با خاطياني از همين دست بوده ايم...   شاهد بوده ايم حتي در مقابل مطالبي کوچکتر و کم اهميت تر از  اجازه ورود بانوان به ورزشگاه آزادي  همين جماعت دين محور صبر و قرار از کف داده و يقه طرق مقابل را سخت چسبيده و به او هشدار داده اند که مملکت بي صاحب نيست و تا ما هستيم اجازه اين گونه دست اندازي و تجاوز به کسي نخواهيم داد ..  جالب است که دائم و پي در پي در گوش ملت هم مي خوانند که ما با کسي نسبتي نداريم و اهل معامله و مصالحه سياسي با ديار البشري هم نيستيم...&lt;BR&gt;و باز راستي چگونه است که صدور چنين مجوزي وقتي از جانب آقاي احمدي نژاد صورت مي گيرد يک دفعه تبديل مي شود به حرفي حق در حالي که اگر ديگري بگويد ناحق محض است ؟!  چه زيبا و  عميق وحکيمانه است سخن مولايمان آنجا که مي گويد : شما مرد را به حق مي شناسيد و يا حق را به مرد ؟! کلامي که به گفته طه حسين نويسنده بزرگ عرب در بلاغت و فصاحت يگانه است و مانند ندارد و من ترديد ندارم روزگاري که اين در گرانمايه از دهان مبارک آن مجسمه عدل و  داد در آمد بودند فرصت طلب هاي ابن وقت که در معادلات دوستي و در حوزه رفيق بازي و جناح گرايي هر گاه به مصلحتشان بود حق را به مرد مي سنجيدند و زماني که طرف بيگانه بود و غير خودي و با او سر و سري نداشتند  مرد را به حق اندازه مي گرفتند... اگر تا امروز و  تا فردا و  تا هميشه زمان نام نامي علي بر تارک تاريخ انسان مي درخشد به دليل همين ريزه کاري ها و صراحت ها و استقامت در مقابل وسوسه هاي قومي و قبيله اي است...وقتي مي شنود يکي از فرزندانش گردن بندي  از خزانه آن هم نه به تملک که به رسم عاريت گرفته است آن درياي صبوري از کوره به در مي رود و ضمن نفي اين کار مي فرمايد اگر غير از اين بود اولين کسي که دست فرزند علي بن ابيطالب را قطع مي کرد من بودم ... و يا ماجراهاي او با برادرش عقيل را  همه خوب مي دانيم و دهها و صدها نمونه ديگر که هر يک حجتي است بر روش و منش مردي که تن به دوستی های قبيله اي نمي داد و جز خدا را در کوران امتحانات سخت منظور نمي داشت ..   &lt;BR&gt;و حالا من نمي دانم  کساني که کوچکترين احتمال و حتي ظن و گمان بر انحراف اخلاقي را بر نمي تابند چگونه در برابر اين سخن رئيس جمهور که راه را براي ورود خانم ها به ورزشگاه آزادي باز گذاشته اينطور تمکين مي کنند  ، آن هم درست در لحظاتي که زهر نقدي تند را بر پخش مسابقات کشتي از تلويزيون مي ريزند و چون تن و بدن مردي آن هم در حين يک ورزش حماسي و سنتي آن هم از فاصله نسبتا دور دوربين ديده مي شود آن را از مظاهر انحراف و مستهجن قلمداد مي کنند....  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Apr 2006 16:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=golkhanom&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>golkhanom</dc:creator>
<guid>http://golkhanom.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رادیو ۶۶ ساله شد ...</title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;شادي روح محمد عليشاه دبنگ و لياخوف الدنگ ...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.houla.org/Word/IMG_0475.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;امروز اتفاق بزرگي قرار بوده بيفتد&amp;nbsp; که&amp;nbsp; چون از صبح گرفتار بودم از چند و چون آن خبر ندارم&amp;nbsp;...&amp;nbsp;&amp;nbsp; قرار بود صداي مظفرالدين شاه را در سالروز&amp;nbsp;۶۶ سالگي راديو روي آنتن ببرند و همه ملت آن را بشنوند البته به شرط اين که دوباره فيلشان ياد مشروطه و از آن مهمتر عدالتخانه نکند که اگر چنين شود حاصلي غير از يک آه بلند تاريخي در پي نخواهد داشت چون سال هاي سال آمده و رفته و در اين&amp;nbsp; آيند و روندي که صورت گرفته نه تنها هيچ اتفاقي نيفتاده که باز هم همان آش است و همان کاسه&amp;nbsp;منتهي اين بار در ظرف هاي آرکوپال جدید&amp;nbsp;و نه باديه و يغلبي&amp;nbsp;وطنی قدیم....&amp;nbsp;هنوز که هنوز است بحث اصلی ملت با دولت همان است که بود ... دموکراسی خواهی و عدالت طلبی ... هنوز که هنوز است هر رئیس جمهوری روی کار می آید علت موجده اقبال مردم به او شعارهای عدالت محور است که کماکان قند در دل همه آب می کند و با جاذبه ای که دارد همگان را به پای صندوق های رای می کشاند ... هنوز که هنوز است بحث اصلی و حرف اساسی را همان تمنای دیرین برای استقرار عدالتخانه می زند ...&amp;nbsp;و الحق که این همه صبوری طاقت ایوب می خواهد .. دیگر ملل جهان چون ژاپن که با ما در طلب مشروطیت هم دوره بودند دیر زمانی است از این خوان گذشته اند و میوه شیرین&amp;nbsp;آن را هم نوش جان کرده اند اما ما مانده ایم و با حلو حلوا گفتن دهان شیرین کردن و بر سفره خالی وصف العیش ،&amp;nbsp;نصف العیش&amp;nbsp; نشستن و سر خود را شیره مالیدن ...&amp;nbsp;بگذريم امروز قرار بوده صداي لرزان پادشاهي&amp;nbsp;پخش شود که بيشتر عمر خود را به قول خودش در ولايتعهدي پدري گذرانده که افزون بر نيم قرن سلطان صاحبقران بوده است...&amp;nbsp;پادشاهي که بر خلاف اسلاف خود صداي ملت را آن هم در غوغاي درب خانه که مانند حمام زنانه پر از هياهو وجار و جنجال شاهزاده آقاها و شازده خانم ها&amp;nbsp;و عمله و اکره اشان بوده&amp;nbsp;توانسته بشنود و از سر ناچاري هم که شده جوابي نصف و نيمه بدهد&amp;nbsp;.&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;BR&gt;و اما اين صدا&amp;nbsp;هر چند از جنس صداي گرفته و پر مدعاي سلاطين است اما رگه هايي از حقيقت انکارنا کردني هم در آن به گوش مي خورد و آن اين که در هر حال ملت است که هر چند خاموش اما صاحب اصلي صداست ....&amp;nbsp;صدايي که دير يا زود غلبه مي کند و حتي از حلقوم کساني که عمري خود را به کري زده و لام تا کام در دفاع از حق مردم دم نزده اند بيرون خواهد آمد.&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;BR&gt;نسل اولي ها خوب به ياد دارند در ماه هاي آخر سلطنت&amp;nbsp; پهلوي ، محمد رضا شاه&amp;nbsp; هم از همين راديويي که حالا 66 سالش شده به ملت پيام داد که صداي آن ها را شنيده است اما واقعيت اين بود که هم او و هم سلطان مشنگ قجري هر چند صدا را شنيدند اما خيلي دير شنيده بودند....دیر شنیدنی که&amp;nbsp; تاوانش از هرگز نشنیدن گاهی بیشتر است .. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;STRONG&gt;يک ياد آوري :&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;وقتي شنيدم قرار است راديو در برنامه اي ابتکاري صداي مظفرالدين شاه را پخش کند يقين داشتم تهيه کننده&amp;nbsp; ،خوش ذوقي به خرج داده و مي خواهد اعلام مشروطيت را از زبان آن شاه تا حدودي خوش عاقبت بار ديگر به دل امواج&amp;nbsp; کوتاه و متوسط و بلند بسپارد و با اين شان نزول مطلب بالا را نوشتم...&amp;nbsp; اما بعد که فهميدم يعني در واقع در جريده اي خواندم برنامه از چه قرار است آن وقت&amp;nbsp; تازه گرفتم و دانستم صدايي که قرار بر پخش آن گذاشته شده تشکر شاه از اتابک اعظم است و نه اعلام فرمان مشروطه !!&amp;nbsp; و اما اين که چرا ؟! لابد براي شادي روح محمد عليشاه دبنگ و لياخوف الدنگ بوده است .... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Apr 2006 16:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=golkhanom&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>golkhanom</dc:creator>
<guid>http://golkhanom.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> هفت جلوه  ویژه در دولت تازه !! </title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG height=134 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.picfury.com/x/14_8412040227_M200-1-th.jpg&quot; width=199 align=baseline border=0&gt;۱- &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;اولین جلوه ویژه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; دولت&amp;nbsp;نسبتا تازه کاپشن جناب رئیس جمهور است که برای نخستین بار در ایران به تن رئیس یک دولت از زمان مادها تا به امروز رفته است .. ویژه تر این که در اندک مدتی میلیون ها عدد از آن تولید و به فروش می رسد تا جایی که چینی ها را هم به فکر می اندازد تولید این یک قلم را هم در فهرست دیگر اقلام خود قرار دهند ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.sharghnewspaper.com/840517/html/129231.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;۲-&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;دومين جلوه ویژه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; کلاه نظامی آجودانی است که یواشکی سر آقای رئیس جمهور رفته است ... آدم عادی که جرات نمی کند مگر این که طرف نظامی باشد ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 193px; HEIGHT: 162px&quot; height=163 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.picfury.com/x/20051128223610ahmadinejad_amoli203-1-th.jpg&quot; width=195 align=baseline border=0&gt;۳-&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;سومين جلوه ویژه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; هاله نوری است که هنگام سخنرانی رئیس جمهور در سازمان ملل با چشم غیر مسلح و توسط یکی از همراهان مشاهده شد و آقای رئیس جمهور شرح آن را در محضر یکی بزرگان دادند ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.sharghnewspaper.com/841210/html/176130.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;۴-&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;چهارمين جلوه ویژه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; گلی است که&amp;nbsp;رئیس جمهور در ورزشگاه آزادی درون دروازه میرزا پور کاشت.. .. پیش از این هیچ رئیس جمهوری&amp;nbsp;اين طور&amp;nbsp;به تيم ملي&amp;nbsp;خودشان گل نزده بود ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 134px; HEIGHT: 185px&quot; height=168 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.picfury.com/x/20050626125441ahmadiap-1-th.jpg&quot; width=114 align=baseline border=0&gt;۵-&amp;nbsp;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;پنجمين جلوه ویژه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; وقتی است که آقای رئیس جمهور در حال بستن بند کفش خود هستند . سابق بر این رسم بود که رهبران و روسا کمر خود را می بستند اما در دولت تازه بند کفش به عنوان جلو ه ای ویژه جای کمر بند را گرفته است ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG height=167 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.picfury.com/x/4216409722-2-th.jpg&quot; width=178 align=baseline border=0&gt;۶-&lt;FONT color=#ffff00&gt;ا&lt;STRONG&gt;ین هم&amp;nbsp;ششمین جلوه ویژه !!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;رئیس را در لباس&amp;nbsp; غنی سازی می بینیم .. رئیسی که هاله غیبی را با لباس معمولی بر می تابد ببینید این غنی سازی دیگر چه اعجوبه خفنی است که تاب نمی آورد و&amp;nbsp; در مقابلش این طور زره&amp;nbsp;مي پوشد&amp;nbsp;و خود را از&amp;nbsp; شمایل&amp;nbsp;می اندازد...&amp;nbsp;&amp;nbsp; بیخود نیست امریکایی ها این قدر از آن می ترسند .. وقتی یک شعاع ناقابل آن این طور خودی ها را از شکل می اندازد&amp;nbsp;تکلیف&amp;nbsp;غریبه ها معلوم&amp;nbsp;است ... درخت گردو&amp;nbsp; به این بزرگی است درخت هندونه الله اکبر&amp;nbsp;... &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 492px; HEIGHT: 252px&quot; height=351 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.daavar.com/i/ahmadinejadshoes.jpg&quot; width=550 align=baseline border=0&gt;۷-&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;هفتمين جلوه ويژه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; درست در زير تريبون است&amp;nbsp; يک چيزي در مايه خارش ....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Apr 2006 18:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=golkhanom&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>golkhanom</dc:creator>
<guid>http://golkhanom.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهر استفاده اختصاصی بر دانش بشری !!</title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;دل هرذره ...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/P&gt;&lt;A class=thumbnail onmouseover=&quot;self.status=&apos;http://www.bestofpersia.150m.com/xray/4.jpg&apos;;return true&quot; onmouseout=&quot;self.status=&apos;&apos;;return true&quot; href=&quot;http://av.rds.yahoo.com/_ylt=A9ibyJ9dQdJDCZIApjKHBqMX;_ylu=X3oDMTBwanIybjRqBHBndANhdHdfaW1nX3Jlc3VsdARzZWMDc3I-/SIG=11vn452ce/EXP=1137939165/**http%3a//www.bestofpersia.150m.com/xray/4.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 143px; HEIGHT: 151px&quot; height=111 alt=&quot;Go to fullsize image&quot; hspace=0 src=&quot;http://images.google.com/images?q=tbn:TUWquh59c_mJeM:daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/2/24/Sakhtarekhorshid.jpg&quot; width=141 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;دل هرذره را که بشکافی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آفتابیش در میان بینی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;قرن ها پیش از این شیخ الرئیس ابو علی سینا و&amp;nbsp; مولانا جلال الدین بلخی در آثار شریف خود اشارتی داشتند به اتم و انرژی آفتاب وشی که خدا در نهاد این ذره ناپیدا&amp;nbsp; نهاده است . تردید ندارم اگر مناسبات امروز بر روزگار مولانا سیطره می داشت بیان این مقوله به عنوان ورود در مطالعات اتمی و فن آوری هسته ای قلمداد می شد و عده ای از آن سوی دنیا این عارف عالیجاه ایران را از ورود مجدد به منطقه ممنوعه اتم منع می کردند و چنانچه تمکین نمی کرد او و هفتاد من مثنوی اش را تحویل شورای امنیت می دادند تا این لو لو خور خوره جهانی دروازه بلخ را به روی شاعر ببندد و او را از اطعمه و اشربه که نیاز هر تنابنده ای است برای دوام حیات محروم سازند . در عهد مولانا می بینیم که نه تنها چنین موانعی وجود ندارد که از این بیان با هزار به به و چهچه استقبال علمی و ادبی هم می شود .&lt;BR&gt;اما امروز ... وقتی چند جوان دانشمند ایرانی در حوزه ای غیر از قلمرو شعر و ادب و عرفان به همین مقوله می رسند تا بتوانند دل هر ذره را بشکافند و از این نعمت خدادادی در عرصه های مختلف بهره بر گیرند صدای عالم و آدم در می آید که : ورود ممنوع ! حالا چرا ورود ممنوع !! هر چند آشکارا حرفی نمی زنند اما ته قضیه را که در آوری&amp;nbsp; این است که چون انیشتن که نخستین بار فرمول این انرژی تل انبار شده را کشف کرده&amp;nbsp; از اهالی ینگه دنیای آن ها بوده پس دیگری حق ندارد در اموال منقول و غیر منقول علمی و فیزیکی و شیمیایی آن ها دخل و تصرفی بکند و از آن بهره ببرد .! که با این حساب ما هم حق داریم از فردا استفاده از فرمول های ریاضی&amp;nbsp; جبر و مقاوله خوارزمی و خیام و دهها کشف علمی دیگر که به نام دانشمندان ایرانی ثبت شده است را در غرب و غیر ایران ممنوع کنیم ! ..&amp;nbsp;&lt;FONT color=#ffff00&gt; چرا راه دور برویم همه اقلام کشفیات علمی که نخستین بار دانشمندان ایرانی پی به راز آن بردند پیشکش .. اگر فقط یک قلم الکل که زکریای رازی فارسی کشف کرد را ما به انحصار خود در آوریم و تابلو استفاده غیر ایرانی ممنوع بر آن بزنیم این بیچاره ها چه خواهند کرد ... جز این است که در میلیون ها کافه و کاباره و بار و کوفت و زهر ماری که در آن استفاده آن هم غیر اخلاقی از الکل حرف اول را می زند باید گل بگیرند و به جای سرمستی و بد مستی های شبانه زانوی غم بغل گرفته و بر حال زار و خمار نزار خود غبطه ها بخورند ..&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ffff00&gt;واقعا یکی نیست به این فلکزده ها بگوید اگر باب به رخ کشیدن کشفیات علمی گشوده شود و هر کس بخواهد سی خود باشد هیچ ملتی بیش از همین ایرانی ها که امروز تا این اندازه آن ها را دست کم میگیرید حرف برای گفتن و کشف برای پوز زدن در کار نامه اش ندارد ..&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;اگر بنیان سنت زور گویانه استفاده انحصاری از علم گذارده شود و هر ملتی اختراعات و کشفیات خود را منوپل خود کند این امریکایی های بی بته با این تاریخ در قطع جیبی اشان که هر تکه از دارایی علمی اشان را مثل گرده گاو از جایی ربوده اند باید سر بگذارند بمیرند . اگر هر ملتی از لحاظ بضاعت علمی تکیه بر دارایی خود بزند و بخواهد به آن اکتفا کند تکلیف این همه علوم در رشته های مختلف که غربی ها از تمدن ایرانی اسلامی در چند قرن پیش کف رفتند و پایه های تکنیک مدرن را بر آن نهادند چه خواهد شد ؟!&lt;BR&gt;آیا می شود بر مجموعه یافته های علمی هر ملت مهر استفاده غیر ممنوع زد ؟! و آیا آن چه امروز غربی ها و امریکایی ها برای عدم دستیابی ایران به فن آوری هسته ای به عنوان دلیل اقامه می کنند چیزی غیر از انحصار طلبی علمی است ؟! اگر این گونه است و قرار است در بر این پاشنه بگردد بسیار خوب بیایند&amp;nbsp; سر میز مذاکره تا هر کس سهم خود را از تمدن بشری جدا کند و گوشه ای بنشیند .. آن وقت می بینیم کدام ملت بیش از بقیه در قلمرو دانش انسانی حق آب و گل دارد ؟! ایرانی ها یا امریکایی ها و اروپایی ها ؟! که تا همین چند قرن پیش در شرایطی که حمام ها و بیمارستان های جهان اسلام و ایران با مدرن ترین امکانات روز گار خود اداره می شد آن ها راه و رسم دست به آب کردن را هم بلد نبودند و خلا و شربت خانه اشان یکی بود . &lt;FONT color=#ffff00&gt;از میان خیل عظیم دانشمندان ایرانی اگر فقط همین خوارزمی و خیام که اسم آوردم را جدا کنیم و دست آورد های آن ها در علوم را از بدنه تمدن امروز جهان منفک نماییم آیا فکر می کنید چیزی باقی خواهند ماند .. حرف غربی ها در آپارتاید علمی ای که راه انداخته اند به این می ماند که مثلا چینی ها چون اولین کاشف باروت بوده اند امروز بگویند هیچ ملتی حق ندارد حتی یک فشفشه بسازد و یا ترقه در کند ..!! اگر همین یونانی ها که پدر تمدن جدید در غرب هستند از فردا اعلام کنند همه آن چه در غرب بر پایه دانش ارسطو و افلاطون و سقراط گذاشته شده چون ریشه و پایه اش از آن ما بوده است کسی حق استفاده از آن را ندارد چه وضعیتی در جهان پدیدار خواهد شد ؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;و اما ظاهر ادعای غربی ها که می گویند ما کاری به دستیابی به فن آوری هسته ای نداریم و همه حرفمان این است که نباید از آن استفاده غیر صلح آمیز شود . راستی آن ها از کجا می دانند که ایران می خواهد استفاده غیر صلح آمیز از انرژی اتمی بکند ؟ آیا این اتهام بیشتر متوجه خود آن ها نیست که برای اولین بار در دنیا با ریختن بمب های هسته ای در هیروشیما و ناکازاکی جهنمی از آتش و خون به پا کردند ... من جرب المجرب حلت به ندامه ..... آیا آن ها باید منع شوند یا ما ؟ آیا اسرائیلی ها که در قساوت و سنگدلی و بیرحمی شهره آفاقند و به دلیل نداشتن فضای حیاتی همه اتکاء اشان بر بمب هسته ای است باید از این سلاح منع شوند یا ما که هیچ دلیل و برهانی برای اثبات این که می خواهیم بمب اتم بسازیم وجود ندارد ؟!&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;اگر حرفشان این است که ضرورت استفاده از این سلاح برای ایرانی ها بیشتر احساس می شود تا دیگران، چرا دنبال علت این ضرورت و رفع آن نمی روند ؟ آیا دلیل آن تحت ظلم واقع شدن ما نیست ؟! چرا در صدد رفع ظلمی که خود به آن معترفند و در عین حال از مظلومیت ما هم وحشت دارند بر نمی آیند ؟! تا خیال خودشان و عالمی را راحت کرده و بی جهت خواب آشفته نبینند .. اگر می خواهند هم زور بگویند و تجاوز کنند و هم این که ملت های مظلوم دست بسته و بی سلاح تسلیم محض و بی چون و چرای آن ها باشند باید بگویم&amp;nbsp; به دو دلیل کور خوانده اند ... اول این که قوی تر از هر بمب اتمی اراده خلل ناپذیر ملتی است که با خود سلاح شهادت را دارد و دوم این که دیری است مناسباتی از این دست از عرصه حیات بشر&amp;nbsp; رخت بر بسته و دیگر هیچ ملتی باج آن هم به شغال نخواهد داد ... &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Apr 2006 20:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=golkhanom&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>golkhanom</dc:creator>
<guid>http://golkhanom.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خطاب به آن هايي که مي گويند غني سازي کار ما بوده !!</title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;سه تا کجا ،سی تا کجا؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://images.google.com/images?q=tbn:eBS52DmaBD3_aM:www.hamshahri.org/hamnews/1383/830331/news/008409.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG height=81 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://images.google.com/images?q=tbn:Nel4lgvXjtDLeM:www.noandish.com/images/akhbar/hasteh2.JPG&quot; width=98 align=baseline border=0&gt;اگر مراحل&amp;nbsp;سه گانه اکتشاف و استخراج و غني سازي اورانيوم را که دولت هاي سابق و اسبق در کارنامه خود دارند به عنوان بخشي از فعاليت آن ها قلمداد کنيم هرگز اين واقعيت را نمي توانيم ناديده بگيريم که مراحل بسيار سخت و طاقت فرسا چون :&lt;BR&gt;1- برداشتن چند گرم کيک زرد آماده&lt;BR&gt;2- پيدا کردن يک قوطي که بشود کيک را در آن جا داد &lt;BR&gt;3- قرار دادن کيک زرد درون قوطي ياد شده&lt;BR&gt;4- بستن در قوطي&lt;BR&gt;5- محکم کردن در قوطي&lt;BR&gt;6- قرار دان قوطي درون يک پاکت مناسب نايلوني&lt;BR&gt;7- گذاشتن کيسه مناسب نايلوني که درون آن قوطي قرار دارد داخل کيف سامسونيت و يا هر کيف مناسب دستي ديگر&lt;BR&gt;8- گذاشتن کيف ياد شده در اتومبيل&lt;BR&gt;9- روشن کردن موتور اتومبيل&lt;BR&gt;10-&amp;nbsp; گرفتن کلاج&lt;BR&gt;11- رفتن از حالت خلاص به دنده يک&lt;BR&gt;12- فشار مثبت و منفي همزمان روي دو پدال کلاج و گاز&lt;BR&gt;13- چون نحس است بماند ...&lt;BR&gt;14- رفتن به فرودگاه شهر مقصد&lt;BR&gt;15-&amp;nbsp; پياده شدن از اتومبيل&lt;BR&gt;16- رفتن به سالن فرودگاه&lt;BR&gt;17- انجام تشريفات سخت و سنگين و ظريف و حساس سوار هواپيما شدن&lt;BR&gt;18- ورود به داخل هواپيما&lt;BR&gt;19- پيدا کردن صندلي&lt;BR&gt;20- نشستن روي صندلي و تحمل مشقات&amp;nbsp; يک پرواز داخلي&lt;BR&gt;21- دوباره از تهران عازم مشهد شدن و تکرار همان سيکل پروازي که ذکر آن رفت &lt;BR&gt;22- رفتن از فرودگاه مشهد به محل اجلاس اعلام&amp;nbsp;خبر خوش &lt;BR&gt;23- در آوردن کيسه پلاستيکي از داخل کيف&lt;BR&gt;24- در آوردن قوطي&lt;BR&gt;25- برداشتن در قوطي&lt;BR&gt;26- در آوردن کيک زرد&lt;BR&gt;27- نشان دادن آن به حضار &lt;BR&gt;28- و اجراي مرحله تاريخي اعلان خبر خوش&lt;BR&gt;29- تقديم کيک زرد به قائم مقام توليت آستان قدس رضوي&lt;BR&gt;30- و ختم انجام اين مرحله حساس و تاريخي ......&lt;BR&gt;اجمالا&amp;nbsp;....&amp;nbsp; توسط دولت جديد انجام گرفته است که اگر بخواهيم به تفصيل شرح دهيم مثنوي هفتاد من کاغذ شود...&amp;nbsp; حال هر آدم منصفي که خدا را شکر از اين بابت کم و کسر نداريم&amp;nbsp;بايد قضاوت کند سه مرحله &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;کشف و استخراج و غني سازي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; که توسط دولت هاي سابق و اسبق آن هم ظرف 20 سال آزگار انجام شده مهمتر است يا اين مراحل 30 گانه که تازه خيلي هم مختصر به آن اشارتي گذرا رفت ؟!! &lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;STRONG&gt;سه تا کجا ،سی تا کجا؟!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;آن وقت جالب است عده اي نق هم مي زنند که کار اصلي را در اين فرايند ما انجام داده ايم و دولت جديد کاري&amp;nbsp;نکرده است !!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Apr 2006 16:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=golkhanom&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>golkhanom</dc:creator>
<guid>http://golkhanom.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> آقای طلایی ! همه بد حجاب ها خیابانی نیستند ... </title>
<link>http://golkhanom.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 400px; HEIGHT: 266px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.forough.net/Biweekly/72/NYtimes/11.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;سردار طلایی فرمانده نیروی انتظامی تهران در مصاحبه زنده ای با رادیو پیام که در غروب روز شنبه از این شبکه پخش می شد گفت برخورد ما با زنانی که رعایت حجاب نمی کنند و بعضی از آن ها دیده شده بدون حجاب هم گاهی ظاهر شده اند برخورد با بد حجابی نیست و چون تلقی ما از این زنان ، زنان خیابانی است&amp;nbsp;طبعا برخورد با آن ها هم برخورد با زنان خیابانی است ..!!!&amp;nbsp;&lt;BR&gt;جا دارد چند تذکر به برادر طلایی داده شود :&lt;BR&gt;اول این که هیچ کس با بد حجابی موافق نیست و کار کسانی که رعایت حجاب نمی کنند را کسی توجیه نمی کند اما این را هم که هر زنی بد حجاب بود&amp;nbsp;را در زمره زن های خیابانی قرار بدهیم داوری و قضاوتی منصفانه نیست .. چرا که&amp;nbsp; خیابانی به زنانی گفته می شود که تمام حدود اخلاقی را زیر پا گذاشته و پایبند به&amp;nbsp;حفظ خود&amp;nbsp;نباشند&amp;nbsp; .. در شرایطی می توان حرف سردار طلایی را پذیرفت که بپذیریم همه بد حجاب ها از این قماش هستند در حالی که چنین نیست و در تهران شلوغ و آشفته این روز ها زنانی هم پیدا می شوند که برای ایز گم کردن خود را در حجاب چادر می پیچند تا کسی به آن ها مظنون نشود و بتوانند به سلامت خود را به خلوت برسانند و آن کار دیگر بکنند . &lt;BR&gt;دوم این که برای عده ای بد حجابی نوعی فرهنگ است که از آن به عنوان نشانه تجدد و نه فساد&amp;nbsp; استفاده می کنند .. حال با این حساب چگونه می شود این زن ها را خیابانی گفت و آن ها را بیرحمانه متهم به فساد نمود ؟! امروز که در اغلب کشور های جهان بی حجابی وجود دارد آیا می شود به آن ها خیابانی گفت ؟ طبیعی است&amp;nbsp;بسیاری از زنان در کشور ما تحت تاثیر فرهنگ غربی طالب&amp;nbsp; رویه&amp;nbsp; بی حجابی باشند اما چون نمی توانند آشکارا آن طور رفتار کنند باری به هر جهت با مسئله حجاب اجباری برخورد می کنند .. این افراد در بسیاری از رفتارهای اجتماعی تحت تاثیر مغرب زمین هستند .. در نوع حرف زدن .. در روش غذا خوردن و بسیاری موارد دیگر که ما نمی توانیم این تفاوت ها را به حساب خیابانی بودن بگذاریم .. آیا فی الواقع تمام زنانی که در جامعه ما بد حجاب هستند خیابانی هستند آن هم در شرایطی که خیابانی بودن معنا و مفهوم خاص خود را دارد و به زنانی گفته می شود که در برابر پیشنهاد هر پیشنهاد دهنده هرزه نه نمی گویند .. شما را به خدا تمام بد حجاب ها در ایران از این قماش هستند که ما بخواهیم بنا به گفته سردار طلایی آن ها را با همان چوبی برانیم که اهل فسق و&amp;nbsp; فجور را ....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Apr 2006 17:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=golkhanom&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>golkhanom</dc:creator>
<guid>http://golkhanom.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
